من یه زخم خورده ی وبلاگیم. کسی که دوبار همه خاطرات و نوشته هاش به فنا رفت، یه بار با بلاگفا، یه بار هم با میهن بلاگ. اما خب معتاد نوشتنم و این چندماه هم واقعا کمبود چیزی رو احساس می کردم، بنابراین، یه سلام دوباره به وبلاگ نویسی!
من یه زخم خورده ی وبلاگیم. کسی که دوبار همه خاطرات و نوشته هاش به فنا رفت، یه بار با بلاگفا، یه بار هم با میهن بلاگ. اما خب معتاد نوشتنم و این چندماه هم واقعا کمبود چیزی رو احساس می کردم، بنابراین، یه سلام دوباره به وبلاگ نویسی!
دیگری
این روزا شما هم مضطربید و زمان براتون طولانی میگذره؟
دیگری
من تا حالا اینقدر حالم بد نبوده و استرس نداشتم. با اینکه مرد هستم و قاعدتا باید قوی تر باشم اما در تشویش به سر میبرم و ترس اینکه چی در انتظار خودمون و بچه هامونه و حتی ممکنه از این هم بدتر بشه داره روانم رو مستهلک میکنه.
دیگری
ابهام در اینکه قراره چه اتفاقی بیفته شما رو مضطرب نمیکنه؟
دیگری
نه اون فیلم رو ندیدم. اما کاش منم میتونستم سر بشم.
سرخوردگی عمیقی دارم اما اندکی امیدواری دارم و این حال ناجور و عجیبی بهم داده.
هیچوقت در زندگیم همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم.
امید چیز خوبی نیست...
میهن بلاگ قبل نابود کردنش اعلام کرده بودا :)