تو این مدت چیکار میکردم؟ هر روز این جا رو چک میکردم اما دست و دلم به نوشتن نمیومد.
بازهم روزهای بدی داشتم متاسفانه، انگار وبلاگ شده جای گریه و زاری من😑
رفتم سرکار، فضای مدرسه خیلی با چیزی که مد نظرم بود متفاوت بود، خیلی اذیت شدم، خیلی سخت بودو خیلی حالم گرفته شد
الانا چیکار میکنم؟ رهاش کردم بره، هر جوری که هست پیش بره فقط. دارم جوونه میزنم چون که امید بذر هویت ماست. دارم هدف های جدیدی رو پیدا میکنم و امیدوارم خیلی زود بیام و بگم که بهشون رسیدم♥️
منم هر روز یه صفحه ی خالی رو چک میکنم و البته امروز خیلی خوشحال شدم دیدم چراغ شما روشن شده.
اتفاقا درستشم همینه به نظرم که آدم با نوشتن سبک بشه. ولو با زاری و ناله :D
ایشالا حال دلتون خوب باشه ^_^