توی همه این سال ها من بیان رو دوست داشتم

نوشتن و وبلاگ خوندن رو دوست داشتم، اما نمی‌دونم چی شد که دیگه ننوشتم و این شد که بالاخره بعد سه سال، اونم بخاطر جبر و قطعی اینترنت اومدم سراغش. توی همه این مدت ولی وبلاگ ها رو میخوندم، تک و توک ستاره هایی رو که روشن میشدن

خبر خاصی نیست واقعا

طبیعتا توی این سه سال ارشد رو تموم کردم و الان رویای دکتری خوندن دارم، ولی هیچی برای کنکورش درس میخونم متاسفانه. بازه تمرکزم رو خراب کردم و نمیتونم زیاد درس بخونم، کاش بتونم درستش کنم.

همچنان دارم زبان درس میدم و همچنان هم میرم روستا. اونی که ۳ سال پیش پست قبلی رو نوشته بود خیلی برای شغل و درسش امید و آرزو داشت، من؟ فکر نکنم.