۴ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

این حق ما نبود

به دولینگوی هزار و چندصد روزه‌م فکر میکنم

به تمرین هایی که دیگر در Hevy آپلود نمی‌شوند 

به مقاله ای که همسرم می‌نوشت

به تترهای توی صرافی

فایل های توی پوشه phd

فروشگاه آنلاین

به داروهای شیمی درمانی پدر همسرم

پدری که ۲۸ ماه به زور به جبهه فرستاده شد، هیچ وقت به دنبال آنچه در جنگ به او گذشت نرفت، سرطان گرفت و بیمه ها از پذیرش او سر باز‌ می‌زنند و داروهایش به سختی پیدا می شود

به انسولین های خواهرزاده ام که پیدا نمی شود

به نیکولا که نوشته بود دوستم آن‌قدر دنبال انسولین گشت و پیدا نکرد که مرد

به سنسورهای قندخونی که ۱۴ روز قابل استفاده هستند و هر کدام ۶ میلیون تومان هستند

به روزی بالغ بر ده بار سوزن زدن به تن و بدن بچه سه ساله و ترس از پیدا نکردن سنسور و انسولین و...

به چشم هایی که کور شدند

به مادرانی که داغدار شدند

به همه جان های عزیزی که رفتند

به این که می شد همه این‌ها جور دیگری باشند...

۹ نظر موافقین ۲۱ مخالفین ۰

تحلیل‌گران پای منقل

کاملا واضحه که من یک تحلیل‌گر سیاسی نیستم. سوادم هم اونقدر بالا نیست که به خودم اجازه بدم برای بقیه تحلیل مسائل رو بیان کنم، اما یک سری تحلیل‌گر پامنقلی توی بیان دیدم که حیرت‌زده شدم.

طرف با اعتماد به نفس بسیار بالا، در حالی که نمیدونه انقلاب ایران زودتر از فروپاشی شوروی رخ داده، تحلیل مسائل خاورمیانه نوشته و بسیاری از هم‌کیشان و هم‌فکران زیر پست آفرین و مرحبا نوشتند و حتی یک نفر در وبلاگش به این تحلیل لینک داده! 

این واقعا سواد هم نمی‌خواد! شما یک فیلم دوران جنگ در عمرت دیده باشی با شعار مرگ بر شوروی آشنا شدی!

وقتی که یه رویداد خیلی مهم مثل تسخیر سفارت آمریکا که اتفاقا به‌عنوان یک پیروزی بهش نگاه می‌کنی رو عامدانه فراموش میکنی، طبیعتا انتظار ندارم قضیه مک‌‌فارلین رو بدونی.

حیف این عمر و جوانی ما که با طرز تفکر این افراد به فنا میره!

+ الان یه وبلاگ دیگه دیدم، عالی. از اقتصاد فقط یه چیزی درباره عرضه و تقاضا شنیده.

دلیل گرونی طلا رو، طلاهای زینتی خانوم ها می‌دونه! و راهکار پیروزی «ریال حلال بر دلار حرام» رو فروش طلا و استفاده از پنل خورشیدی معرفی می‌کنه

بزرگوار گویا به مالکیت خصوصی اعتقادی ندارند.

۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

فن

این چند روزی که اینترنت قطعه و تنها راه ارتباطی با آدم‌های دیگه برای من شده وبلاگ، عمده وقت بیکاریم صرف سودوکو بازی کردن و خوندن وبلاگ های بقیه میشه، و باید بگم به عمرم این همه جمهوری اسلامی فن ندیده بودم!

وبلاگ هاشون رو میخونم و از حرفاشون حیرت میکنم و میرم صفحات بعدی. باورم نمیشه! حرف‌هایی رو میخونم که دهانم باز میمونه و برق از سرم میپره!

واقعا عجیبه، بی نهایت عجیبه.

۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

جبر زمانه

توی همه این سال ها من بیان رو دوست داشتم

نوشتن و وبلاگ خوندن رو دوست داشتم، اما نمی‌دونم چی شد که دیگه ننوشتم و این شد که بالاخره بعد سه سال، اونم بخاطر جبر و قطعی اینترنت اومدم سراغش. توی همه این مدت ولی وبلاگ ها رو میخوندم، تک و توک ستاره هایی رو که روشن میشدن

خبر خاصی نیست واقعا

طبیعتا توی این سه سال ارشد رو تموم کردم و الان رویای دکتری خوندن دارم، ولی هیچی برای کنکورش درس میخونم متاسفانه. بازه تمرکزم رو خراب کردم و نمیتونم زیاد درس بخونم، کاش بتونم درستش کنم.

همچنان دارم زبان درس میدم و همچنان هم میرم روستا. اونی که ۳ سال پیش پست قبلی رو نوشته بود خیلی برای شغل و درسش امید و آرزو داشت، من؟ فکر نکنم.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰